تبليغاتX
انتظار یاس

انتظار یاس

محبت به حضرت مهدی

محبت خوبان و اولياي الهي نوشدارويي است براي درمان دردها و غذاي منحصر به فردي است براي جانها و روحها. اين است كه در آيات و روايات بر اهميت آن تأكيد فراوان شده و درباره آثار و بركات آن بحث شده است. اما همان طور كه شما پرسيده ايد عوامل و راههاي ازدياد محبت مهم است. بزرگان اخلاق و اهل معنا در اين باره سفارشاتي دارند.

اولين قدم براي محبت داشتن به اولياي خداوند اين است كه بين خود و آن عزيزان مشابهت و سنخيّتي ايجاد كنيم . كسي كه فلز وجودش ضدّ آن مقامهاي پاك و آسماني است چگونه مي تواند ايشان را دوست داشته باشد؟ آيا مي‌خواهي مثل آنان باشي؟ گناه نكن. معصيت خداوند مانند لجن و تعفن است كه بوي بد دارد. مدتي كه گذشت تو به بوي گند آن عادت مي كني ولي نه تو ديگر با بوي خوش مي سازي و نه آنها كه بوي خوش زده اند تو را تحمل مي كنند. اين است كه خود به خود از آنها فاصله مي گيري و اين دور افتادن زمينه آن مي‌شود كه به آنها علاقه اي نداشته باشي.

دومين قدم ايجاد انس است. بايد به ياد او زندگي كنيم، ذكر بگوييم، صدقه بدهيم ، ثواب اعمال خود را به ايشان هديه كنيم، براي ايشان و فرج حضرتش دعا كنيم. اين عوامل موجب رفاقت و همراهي قلبي با آن وجود مبارك مي‌شود. اگر بدانيم كه او براي ما دعا مي‌كند، از شادي ما شاد مي‌شود و در گرفتاريهاي ما محزون مي‌شود، و اگر به اين فكر كنيم كه چه بركاتي از ناحيه او به ما مي‌رسد، و اگر بينديشيم كه همه بر سر سفره فيض و كرم او نشسته ايم، اينها همه و همه موجب اُنس و اُلفت مي شود. گاهي به اين مسائل بينديش.

اما سومين گام آن است كه خانه دل را از اغيار خالي كني. تا وقتي ديو در سراپرده قلب ما پنهان است فرشته را به اين بتكده راهي نيست. پس بايد دشمنان خدا و رسولش را از حرم خدا يعني دل بيرون كني و هر چه بيشتر از آنها فاصله بگيري تا از آلودگي وجود آنها پاك شوي و لياقت انس با اهل آسمان را پيدا كني. در روايات داريم كه دين عبارت است از حب و بغض ؛ حب به دوستان خدا و بغض نسبت به دشمنان خدا. پس سعي كن با هيچيك ازدشمنان خدا رفاقت نكني و آنها را به سرسوزني دوست نداشته باشي و گرنه به همان ميزان از محبت تو نسبت به امام زمان (عج) كم مي شود. در روايتي امام كاظم (ع) به كسي كه شترهاي خود را به هارون الرشيد كرايه داده بود تا به حج برود فرمودند به همين اندازه كه دوست داري هارون زنده باشد تا باز گردد و كرايه شترهاي تو را بدهد كمك ظالم كرده‌اي !! با بغض نسبت به دشمنان قلب ما معطر مي‌شود و با دوستي با دوستان خدا قلب ما منور مي‌شود.

                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 10:25  توسط محمد فراهانی  | 

روش، منش و اصالت حضرت مهدی (عج):

یکی دیگر از مسائلی که درباره ی آن بحث هایی شده موضوع رفتاری آن حضرت است، از جمله مرویست:

حضرت مهدی (ع) در برابر عظمت و جلال الهی خاشع و فروتن است.

امام جعفرصادق(ع) در این باره می فرماید:

«المهدی خاشع لله کخشوع النسر لجناحه»

«مهدی در برابر خدا خاشع است،همچون خشوع کرکس در مقابل بالش.»

گویند:روش آن حضرت نسبت به آحاد مردم بسیار کریمانه و قاطع خواهد بود ،

مردمانی که از زندگی پر رنج و درد به تنگ آمده و ظلم و ستم آنان را خسته و درمانده کرده است ، همانان که به دنبال نجات دهنده ی خویش می گردند و چون حضرتش قیام کند،به دنبال او خواهند رفت و آن حضرت زمین را پراز قسط وعدل ونورخواهد کرد پس از آنکه پر از ظلم وجور وتاریکی شده باشد.

در همین رابطه امام رضا(ع) در احادیث ذیل فرموده اند:

«یکون اولی بالناس من انفسهم،و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم و یکون اشد الناس تواضعاً لله عزوجل ویکون اخذ الناس بما یامر به واکف الناس ینهی عنه»

«او برای مردم از خودشان اولی تر واز پدر و مادرشان مهربان تر و در برابر خدا از همه متواضع تر است،آنچه به مردم فرمان دهد خود بیش از دیگران به آن عمل می کند وآنچه به مردم را از نهی کند خود بیش از همگان از آن پرهیز می نماید.»

«یبلغ رد المهدی بالسکینه و الوقارو بمعرفه الحلال والحرام و بحاجه الناس الیه ولا یحتاج الی احد.»

«مهدی را با سکینه ووقار ،شناخت حلال و حرام،نیاز همگان به اووبی نیازی او از همه خواهید شناخت.»

و امام جعفر صادق (ع) در این باره میفرماید:

«مهدی بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد، بر مسئولان کشوری بسیار سخت می گیرد و بر بینوایان بسیار مهربان است.»

مرویست :حضرت مهدی (عج) در روز حضور خطاب به همگان می فرمایند:

«بیایید به سوی آنچه که برای آن قطع رحم کردید خون ها ریختید و مرتکب گناهان شدید،آنگاه حضرت مهدی آن چنان عطایای کلان به آنانمی دهد که هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته است.»

«امت اسلامی به مهدی مهر می ورزند و به سویش پناه می برند، آنچنان که زنبوران عسل به سوی ملکه ی خود پناه می برند، (اوست که) عدالت را در پهنه ی گیتی می گستراند،صفا و صمیمیت صدر اسلام را به آنان باز می گرداند،خفته ایرا بیدار نمی کند(کسی مزاحم آسایش کسی نمیشود)وخونی را(به نا حق)نمی ریزد.»

امام هادی (ع) در مورد حضرت مهدی (عج) چنین فرموده اند:

«او کسی است که وحدت کلمه ایجاد می کند ، نعمت ها را کامل می سازدف خداوند حق را به دست او تحقق می بخشد و باطل را نابود می سازد، او مهدی منتظر شماست، آنگاه این آیه را تلاوت کرد:«بقیه الله خیر لکم»سپس فرمودند:به خدا سوگند بقیه الله (تنها بازمانده از حجت های الهی)اوست.»اوست که

می فرماید:

«من باقیماندهی خدا در زمین و انتقام گیرنده از دشمنان او(خدا) هستیم، من پایان بخش سلسله ی جانشینان پیامبرم وبه خاطر من است که خداوند بلاها را از خاندان و شیعیانم دور می دارد.»

ودر روایتی دیگر آمده است:

«در آن روز حکومتی جز حکومت اسلامی نخواهد بود و سراسر زمین همانند ورق نقره از هر گونه تیرگی پیراسته خواهد گشت.»

حضرت علی (ع) درباره ی شخصیت و اصالت حضرت مهدی چنین فرموده اند:

«صاحب این امر از نسل من است او اوج قله ی شرف عرب، اقیانوس بیکران کرامت بشر، عزیز اهل خود و برگزیده ی تبار خویش می باشد، اگر رگبار مرگ فرو ریزد نمی هراسد و اگر مومنان در محاصره افتد ضعیف و زبون نمی شود از پیکار شجاعان و دلیران عقب نشینی نمی کند، سلحشور همیشه پیروز است شیر ژیانی است که دشمن را درو کرده از ریشه وبن بر می کند، شمشیر برنده ای است از شمشیرهای حضرت پروردگار، دست بخشنده ی خدایی است، بلندترین قله ی جهان در برابر بزرگواری اش پست نماید، کوه های بلند بالا در برابر اصالت و کرامتش سست باشد، دژی محکم وپناهگاهی مستحکم است، دانش او از همه افزونتر و مرحمتش از همه گسترده تر است.

بار خدایا!بیعت او را پایان بخش اندوه ها را قرار بده و به وسیله ی او شکاف ها و نفاق ها را از میان امت بردار،...هرگز وسوسه ی گمراهان فتنه جوی، شما را از راه اومنحرف نکند که هر کس در برابر او لب به اعتراض گشاید به بدترین فتنه ها افتاده و هر کس سکوت نماید از یاری حق روی بر تافته است.»

پیامبر اکرم(ص) نیز در این باره میفرماید:

«قائم از فرزندان من!نامش نام من و کنیه اش کنیه ی من و خوی او خوی من ورفتار او رفتار من است، مردم را به کیش و آیین من وادار کرده، به کتاب خدا دعوت می کند، هر کس از او اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هر کس از وی نافرمانی کند، از من نافرمانی کرده است، هر کس در زمان غیبت، منکر او بشود، مرا انکار کرده و هر کس او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده و هر کس او را تصدیق کند مرا تصدیق کرده است، از تکذیب کنندگان او وکسانی که گفتار مرا درباره ی وی انکار نماید و امتم را گمراه کنند،نزد خدا شکایت خواهم کرد و ستمگران به زودی عاقبت کار خویش را مشاهده خواهند نمود.»

حضرت امام رضا (ع) در این باره می فرماید:

«خداوند کار او را در یک شب فراهم می کند، چنان که کار موسی کلیم را در یک شب فراهم کرد، هنگامی که رفت تا برای خانواده اش آتش بیاورد پس با رسالت برگشت و به مقام پیامبری رسید.»

امید است هر چه زودتر خورشید وجودش از افق کعبه طالع گردد

                                                                             انشاءالله

                                                               (منبع رسلت جهانی حضرت مهدی«عج»)

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 18:48  توسط محمد فراهانی  | 

براي شناخت حقوق اخلاقي منتظران به خلاصه اي از حقوق وتكاليف در رابطه با امام عصر(ع)اشاره مي كنيم:

تكليف اول:
از مهم ترين و واجب ترين تكاليف مردم نسبت به امام زمان –عجل الله تعالي فرجه الشريف-تحصيل معرفت وشناخت به آن حضرت است.
روشن است بايد صفات وخصوصيات امامي را كه اطاعت از اوبر همه كس واجب است،دانست تا ديگران رابااواشتبا ه نگرفت واو را از مدعيان مقام و منصب آن حضرت تميز وتشخيص داد. روايات بسياري بروجوب معرفت به امام زمان (ع) دلالت دارند.
از ابي عبدالله امام صادق (ع)روايت شده كه آن حضرت فرموده اند:رسول خدا(ص)فرموده است:
      «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» «بحارج53ص175             
        با ب31ح7الاحتجاج ص498»
        «هركس بميرد وامام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است
      ‍‍[بدون دين مرده است].»

تكليف دوم:
دعوت مردم وآشنا نمودن آنان با آن حضرت،وپيش بردن وراهنمايي وهدايت آنان در اين مسير وسوق دادن آنان به بالاترين قله عرفان و شناخت آن حضرت،يكي ديگر ازتكاليف مومنان است.
ادله وبراهين بسياري برلزوم ووجوب اين تكليف وجود دارد؛مانند:ادله امربه معروف وادله فضل وبهاي هدايت وارشاد مردم به حق.
هر كس بايد به ميزان علم ودانش خود،مردم رابه سوي امام(ع) دعوت نمايد ودر اين مسيرآنان رابا صفات شخصي وشخصيتي،وديگر امورمربوط به آن حضرت وتكاليفي كه در قبال آن بزرگواردارند آشناكرده وآن هارابه او نزديك نمايند.
امام معصوم(ع)مي فرمايند:«همانا عالمي كه به مردم ،معارف دين شان را ياد مي دهند وايشان را به امام شان دعوت مي كنند،از هفتاد هزار عابد برتر است.»«مكيا ل المكارم ج2ص274»

تكليف سوم:
تكليف ديگر مؤمنان ،اطاعت كردن وفرمان بردن از آن حضرت است ،چه در ظهوروچه در زمان غيبت ،يعني اقتدار وتأسي به آن حضرت درعمل به شريعت ودين خداوند متعال ،روشن است ،درعصرغيبت اطاعت از آن حضرت،از راه اطاعت وعمل به فرامين آباي كرام او وآن چه از دستورات

                                                                              


                                                                             
وقوامين آن بزرگواران ،از جمله،ازخود آن حضرت بر جاي مانده ودر دسترس است ودر كتب روايي يافت مي شود،بد ست مي آيد.
امام سجاد (ع) مي فرمايد:«آگاه باشيد كه همانا مغبوض ترين مردم نزد خذا آن كسي است كه به راه و روش امام خود اقتدا كرده است ،اما به اعمال او اقتدا نمي كند» «كافي ج8 ص234 باب8ح312»

تكليف چهارم:
تكليف ديگر مؤمن،دعا كردن درتحصيل مهمات است. مؤمن بايد دعا كند وازخداوند متعال بخواهد ،آن چه براي سعادت د نيا وآخرت مطلوب و براي يك مؤمن لازم است ،به او ارزاني دارد،مانند:صبر،راست گويي،عقل وخرد حكمت ودانش،كه بايدآن ها را ازخداوند متعال خواستاربود.
اگرصبردرعصرغيبت ازوظايف مؤمنان است ،وظيفه ديگرآن ها دعا و درخواست صبرازخداوند متعال است واگراداي حقوق آن حضرت از وظايف و تكاليف آن ها به شمارمي رود،تكليف ديگرآنان ،دعا براي اين مهم است،يعني در هر مهمي ودرتحصيل هر خيري وبراي رسيدن به هر پايه اي بايد دعا كرد و آن را ازخداوند متعال خواستار بود.
پيامبر(ص)مي فرمايد:
«حوايجي كه برايتان پيش مي آيد،ازخدا مسأ لت كنيد حتي بند كفش را؛زيرا اگراوآسان ننمايد ،آسان نخواهد شد.» « بحا رج93ص295با ب16ح23 »

تكليف پنجم:
تحصيل مكارم اخلاق وصفات پسنديده ، وسعي وكوشش در اين زمينه و صرف عمر وتوانايي در اين راه ،تكليف ديگر مؤمن است.
اخلاقها وصفات پسنديده و خوبي كه شيعه امام زمان (ع) بايد دارا باشد ، بسيار است؛مانند :خاموشي وسكوت زبان ،علم،حلم ومدارا با مردم،ميانه روي درامور،حسن خلق و...
راوي امام باقر (ع) مي پرسند:«اي فرزند رسول خدا بهترين عمل مؤمن در زمان غيبت كدام است؟
آنحضرت فرمودند:حفظ زبان وخانه نشيني .» «كمال الدين ج2ص330»
مقصود ازحفظ زبان همان سكوت وهمچنين لزوم تقيه است،وهدف از 
خانه نشيني،دوري از مفاسد واجتناب از معاصي وپرهيز از دنيا وهوا وهوس آن است.

تكليف ششم:
تكليف ديگر،بر پايي مجاتس ومحافل ذكروياد وامام زمان(عج)است كه اين نيز ازعلايم محبت صادقانه مؤمن به آن حضرت مي باشد .
اگرمؤمناين توانايي را دارد كه مجالس ياد وذكر آن حضرت وفضايل اورا بر پا نمايد،نبايد در اين امر،از خود غفلت نشان دهد.

 

                                                                          
امام صادق (ع)به فضيل مي فرمايند:«آيامي نشينيد وروايت وحد يث       مي گوييد؟
                                                                                 
فضيل عرضه داشت:آري فدايت شوم.حضرت فرمودند:همانا آن مجلس را دوست دارم؛پس اي فضيل! امر ما را احيا نماييد وخدا رحمت كند گسي را كه امر ما را احيا نمايد.» «بحا رج44ص282باب34ح14»

تكليف هفتم:
تكليف ديگر ،اداي حقوق مؤمنان است كه اداي حقوق آن حضرت به شمار مي رود.
اين حقوق بسيار است واداي آن ها از اوجب واجبات است .از جمله حقوق مؤمن،قضاي حاجات اوواكرام مواسات با اوست كه در كتب  روايي واخلاقي از همه آن ها ياد شده است.
اما كاظم(ع)مي فرمايند:«هركس حاجت وخواسته يكي از دوستان ما را برآورد،مانند آن است كه آن خواسته وحاجت را براي همه ما برآورده است.»«مكيا ل المكارم ج2ص420؛بحا رج100ص121باب2ح26»

تكليف هشتم:
تكليف ديگرمؤمن،دشمني كردن با دشمنان ماضي و حال وآينده آن حضرت است كه يكي از مصاديق ومعاني دشمني با دشمنان خداست ودرفروغ دين از آن به تبري ياد ميشود واز علايم صدق وصحت ايمان شخص به خداست.
يك محّب واقعي مي تواند،حقيقت وصدق محبت خود را،از راه دشمني با دشمنان محبوب خويش نشان دهد.
امام صادق (ع) در توصيف شيعه مي فرمايند:
«دشمن ما را دوست نمي دارد ودوست ما را دشمن نمي دارد.» «بحارج68 ص165باب19ح16؛بحا رج68ص 179باب19ح 37 »

تكليف نهم:
ازجمله تكاليف آن است كه مؤمنان در هنگام گرفتاري ها ،شدايد،بلايا، امراض ومانند آن ها وحتي در شبهات وفتنه هاي معنوي كه مي توانند آفت دين وايمان افراد باشند ،به امام زمان (ع)متمسك شده وازاو استمداد و استعانت بجويد وفرياد استغاثه وياري خود را به سوي او بلند كنند.
اين سخن حق تعالي است كه مي فرمايد:
« و براي خدا اسما حسني (نيكو)است؛پس به وسيله آن ها خدا را بخوانيد ودعا كنيد.» «سوره اعراف آيه180»
از حضرت صادق(ع) روايت شده است:
« به خدا سوگند ‍! ما اسما حسني هستيم .» «البرهان ج2ص52درتفسيرآيه180 سوره اعراف.»


                                                                                    
تكليف دهم:
رعايت ادب وپرهيز از بي ادبي نسبت به ساحت مقدس امام زمان(ع)،تكليف ديگر مؤمن است.

                                                                              
شركت در مجا لس ومحافلي كه درآنها،امام عصر(ع) به بدي ياد شده يا مورد انكار قرار مي گيرد ياذكرونام آن حضرت به تمسخر گرفته مي شود، از مصاديق وموجبات  بي ادبي در حق آن حضرت است كه بايد به شدت از آن پر هيز كرد.
حتي بايداز شركت در مجالسي كه از ذگر خدا وياد امام عصر(ع) خالي است واهل آن،از ياد آن غافلند،پرهيز كرد؛زيراشركت درچنين محافل و مجالس نيز از مصاديق قطعي عدم رعايت ادب نسبت به آن حضرت است.
امام صادق(ع)مي فرمايد:
« هر كس ايمان به خدا وجهان آخرت دارد،در مجلسي كه در آن امامي سست و
تباه مي گردد يا به مؤمني عيب گرفته مي شود،نمي نشيند.» «كافي ج2ص377ح9»

تكليف يازدهم:
بدن مؤمن بايد نسبت به آن حضرت خاشع باشد؛يعني اعضاي بدن او بايد در هر
 جهت  و برپا داشتن امر آن حضرت باشد واقرار داشته باشد كه نزد ايشان فردي
 مستمندو حقيراست وعظمت وبزرگي ،ازآن امام(ع)بوده وبايد در فعل وعمل
 وقلب خويش،در اطاعت وپيروي وخدمت به آنم حضرت باشد.
حضرت صادق(ع) در دعاي روز جمعه مي فرمايد:
«پروردگا را! به درستي كه من به سوي تو با قلبي خاضع و به سوي ولي توبا
 بدني فروتن تقرب مي جويم.» «جمال الاسبوع ص230 بحا رج89ص332با ب 4ح5 »

تكليف دوازدهم:
تكليف ديگر محبت به آن حضرت است؛زيرا او يكي از اهل بيت معصوم پيامبر(ص)
مي با شد كه محبت و ارادت به آن ها بر مؤمنان واجب است واجر رسالت وجزء
 ايمان وشرط قبولي اعمال به شمار مي ررود.
اخبار وروايات متواتربراين امر دلالت دارند كه محبت وارادت به اهل بيت (ع) واز
 جمله امام زمان(عج) تكليف و وظيفه همه مؤمنان است.
خداوند متعال به پيامبر خود مي فرمايد:
«اي محمد!مهدي را دوست بدار،به درستي كه من او را دوست مي دارم ودوست
مي دارم هر كس كه او را دوست مي دارد.» «بحا رج36ص296 باب 41ح125 »
                                                   
تكليف سيزدهم:
دعا ودر خواست ديدار حضرت مهدي (ع) از خداوند متعال و خود آن حضرت،
وظيفه وتكليف دگر مؤمن است.او بايد دعا كند،امام(ع)،ديدار خويش را به او
 مرحمت نمايد؛البته با عافيت وايمان؛يعني در حالي ديدار صورت گيرد كه او
كمال ايمان را داشته واز آن حضرتآسيبي به اونرسد ومورد انتقام ايشان قرار نگيرد.
اين ديدار،هم در زمان ظهور حضرت مهدي(ع)ممكن است وهم در زمان غيبت
ايشان؛بنابراين ،ديدار آن حضرت درعصرغيبت و در زمان حاضر كه آن بزرگوار
از ديذه مردم پنهان هستند،امري ممكن است ونبايد مورد انكار قرار گيرد.
امام صادق (ع) مي فرمايند:
«هرگاه يكي از شما آرزوي ديدارقائم (عج)را داشته باشد،بايد آرزو كند او را در
عافيت ديدارنمايد كه همانا خداوند ،محمد(ص) رابه عنوان رحمت مبعوث كرد وقائم

 را براي عقوبت مبعوث مي كند.» «كافي ج8ص233ح306 »

تكليف چهاردهم:
يكي ديگر ازتكاليف،گريه كردن درفراق آن حضرت ويا برآن چه ازمصيبت ها و
گرفتاريهاو ناملايمات به ايشان رسيده است،مي باشد.
حتي اگر براي شخص گريه ميسر نباشد،بايد خود را به گريه بزند كه به آن تباكي
 مي گويند.
اما صادق (ع) مي فرمايد:
« هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم ،پس از چشم اوبه اندازه با ل پشه اي اشك
 بيرون آيد،خداوند گناهان او را مي آمرزد،هر چند به اندازه كف دريا باشد.» «بحارج44ص278باب34ح3 »

تكليف پانزدهم:
تكليف ديگر مردم،اجتماع واتفاق نمودن برياري ونصرت امام زمان (ع)است.
بي شك در اتفاق واجتماع تا ثيري است كه در انفراد وجدايي آن تا ثيرنيست.
امير المؤمنين (ع) مي فر ما يند:
«اي مردم!اگريكديگررا ازياري حق،بازنمي داشتيد ودرپست گردانيد ن باطل
سستي نمي كرديد، كسي كه مانند شما نيست ، در شما طمع نمي كرد و قوت
نمي گر فت.» «نهج البلاغه(فيض السلام)خطبه 165ص542 »

تكليف شانزدهم:
دفاع از امام(ع) وصيانت ازدين او وسنت رسول(ص) يكي ديگر از تكا ليف  مي باشد.
اين دفاع ، با اظهار علم ونشر وثبت آن در ميان مردم ميسر است وفرد عالم وآگاه از
حقايق بايد علم ودانش خود را آشكار سازد وامر دفاع از دين وحقايق را به درستي
عهده دار شود و اين وظيفه را در حد توان وآگاهي خود به احسن وجه به جا آورد.
                                                                                         
رسول خدا (ص) مي فرمايند :
« اگر بدعت ها درامتم ظاهر شود، عالم بايد علم خود را ظاهر نما يد وهر كس اين كار
 را نكند لعنت خدا بر او باد!.» «كافي ج1ص54باب البدع ح2 »

تكليف هفدهم:
تگليف ديگر ،انتظار فرج وظهور حضرت مهدي (ع) در هر شب وروز،بلكه در هر
 ساعت وهر لحظه است ؛يعني مؤمن بايد هميشه درانتظا ر آن حضرت باشد.
امام صادق (ع) مي فرمايند:
«خوشا به حال شيعيان قائم ما،كه در زمان غيبتش منتظر ظهوراو،و در زمان ظهورش
مطيع او هستند؛آن ها  دوستا ن  خداهستند؛هم آنان كه ترسي بر ايشان است ونه اندوهگين
مي شوند.»

تكليف هجدهم:
ديگر از تكاليف مؤمن در برابر امام زمان(عج)دعا براي تعجيل فرج وظهورآن حضرت
است كه بايدهرروزو شب ،بلكه در صورت امكان ،هر ساعت اين دعا را به جا آورد.
                                                                             
در اين زمينه دعا هاي زيادي در كتب ادعيه موجود است؛ازجمله،دعايي كه امام
رضا (ع)روايت شده است ومطلع آن اين است:
             «اللهم ادفع عن وليك وخليفتك وحجتك علي... .»«مصباح المجتهد ص409»

تكليف نوزدهم:
تكليف ديگر،آمادگي براي ظهور فرج آن حضرت است؛يعني همان عمل كردن به
مقتضاي انتظار.
روشن است،كسي كه منتظر چيزي وامري ويا فردي است،خود را مهياي او وامر
اومي نمايد.كسي كه منتظر حضرت مهدي(عج)است،بايد خود راآماده ملاقات با او
وحضور وظهوراووحكم وخواست او نمايد واين بدست نمي آيد مگر با تهذيب نفس
و از طريق راهنمايي ودستگيري ديگران در اين مهم،وتحصيل اخلاق حميده وصفات
 حسنه،وبدست نمي آيد مگر با پرهيزگاري وتصيل ورع واجتهاد وكوشش در امر
خداوند متعال ودين او.
امام صادق (ع)مي فرمايند:
«هر كس كه شاد مي شود كه از اصحاب قائم(عج)باشد،بايد منتظر او باشد و با
پرهيزكاري واخلاق پسنديده عمل نمايد،در حالي كه منتظراست.» «الغيبة النعماني
ص200ح16 »
                                                  
تكليف بيستم:
تكليف بعدي،تسليم بودن وعجله نكردن در امر ظهوراست.مؤمن نبايد عجول باشد
وبگويد:چرا حضرت ظهورنمي كند؟ديگرغيبت بس است!ما ديگر تحمل نداريم
يعني بايد صبور ودرهر حال،راضي به قضا وقدرالهي بودواعتراضي ننمود واين
به آن معنا نيست كه دعا نمودن براي تعجيل ظهور آن حضرت و فراهم كردن
مقدمات آن معني داشته باشد بلكه مستحب نيز مي باشد.
راوي به امام صادق(ع)عرضه داشت:«خداوند مرا فداي شما نمايد ، اين امر
كي خواهد شد،كه طولاني شده است بر ما؟ حضرت فرمودند: آنان كه{بدون امر
توجه به امكان يا عدم امكان آن} خواهان اين امر هستند و آن را آرزو مي كنند،
به اين آرزوي خود نميرسند و آنان كه در اين امر عجله مي كنند ، هلاك مي شوند
و آنان كه تسليم هستند ، نجات مي يابند و امر شما به سوي ما خواهد بود.»«الغيبة
النعماني ص 197 باب ما امر به الشيعة ح 8.»

تكليف بيست ويكم:
ديگر از تكاليف مؤمن ،دعا براي غلبه آن حضرت و آن وجود مقدس  بر كفار
و منافقان وملحدان و معاندان ودر نهايت ،تمام دشمنان دين خدا است كه در اين
زمينه، خواندن بعضي از دعاها همچون دعاي ندبه كافي و وافي به نظر مي رسد.
در دعاي ندبه ، با فراز هايي از كلام و دعاي امامان معصوم (ع) روبرو
مي شويم كه اهتمام شديد آنان را در دعا براي غلبه آن حضرت مي رساند:
         «پروردگارا!حق را به واسطه او بر پاي دار و به وسيله او باطل را
           محو ونابود ساز.»«مكيال المكارم ج2 صفحه 100»


تكليف بيست ودوم:
ديگر از تكاليف مردم اين است كه براي ظهور آن حضرت وقتي تعيين نكنند كه
روايات بسياري بر اين موضوع دلالت دارد.
منظور از عدم تعيين وقت ظهور اين است كه عدد، سال، ماه، هفته يا ساعتي
براي تاريخ وزمان ظهور تعيين نشودو الا بيان وقت ظهور آن حضرت به
زبان علايم و نشانه هاي قبل از ظهور، ايراد واشكالي ندارد و جايز است.
امام صادق (ع) ميفرمايند:
«اي مفضل! براي ظهور وقتي نگذار ؛همانا هر كس براي ظهور مهدي
ما وقتي تعيين كند، خود را در علم خدا شريك دانسته است و مدعي شده
است كه خداوند متعال او را بر سر خويش آگاه ساخته است.»«بحار ج53
ص3 باب 28 ح 1
       
                                                                                   
تكليف بيست وسوم:
تقيه (خودداري از اظهار عقيده ومذهب خويش به جهت ترس از ستم ديگران
و سخت گيري آن ها ) نمودن يكي ديگرازتكاليف وظايف اهل ايمان در عصر
غيبت است.مؤمن بايد از دشمنان دين ومعاندان ومنافقان وكفارودر نهايت از
تمام نا اهلان وهر آن كس كه اهليت بيان وشنيدن حق را ندارد،تقيه نم
امام صادق(ع)مي فرمايد:
«تقيه سپرمؤمن است وتقيه پناهگاه مؤمن است وايمان ندارد كسي كه تقيه
ندارد.» «كافي ج2ص221 باب التقيه ح23 »

تكليف بيست وچهارم:
تكليف ديگر،صبر كردن بر آزارواذيت وآذار ديگران وتحمل دشمني دشمنان
نفاق منافقان وتحمل سختي ها وناراحتي ها وبلايا،وفقروخواري و ذلت وانواع
محنت هاي كه بر مؤمن وارد مي شود وهمچنين استقامت و پايداري بر امردين
وثبات قدم در جاده شريعت است.
امام صادق (ع) مي فرمايد:
«آيا نمي داني كه هركس منتظر امر[ظهور] ما باشد وصبر نما يد بر آن چه از
اذيت وترس مي بيند،او در آن دنيا در زمره ما خواهد بود.» «كافي ج8 ص37ح7»

تكليف بيست وپنجم:
ناشناس ماندن وپرهيز از شهرت يافتن،يكي ديگرازتكاليف مؤمن است؛زيرا
شهرت مي تواند به طور جدي آفت رشد وتعالي مؤمن بوده ومانع راحتي و
فراغ خاطر او باشد.
امام صادق (ع)مي فرمايد:
اگر توانستي،احدي تو را نشناسد،اين گار را بكن.» «كافي ج2ص456 »

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 1:22  توسط محمد فراهانی  | 

حضرت علی (ع) می فرماید:

1_ دلی که فکر و ذکرش فقط دنیاست پس چنین شخصی در بلا و سختی است.

2_و دلی که فکر و ذکرش آخرت است پس بهشت می رود.

3_و دلی که فکر و ذکرش مولایش باشد پس هم به دنیا می رسد هم در آخرت سعادتمند است و هم به مولایش خواهد رسید.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 20:37  توسط محمد فراهانی  | 

نام ها ولقب هاي حضرت مهدي (عج):

 

سفير بر حق خدا حضرت مهدي موعود ،هم نام حضرت رسول اكرم (ص) مي باشد وآن حضرت به هشتاد و اندي نام والقاب نيز خوانده مي شوند كه هر يك از نام ها بيانگر مقامات عاليه آن حضرت مي باشد از جمله برخي از نام ها و لقب ها ي حضرت مهدي عبارتند از:

حجت خدا ، خاتم اوصيا،منتظر، وارث ، باعث ، طاهر ، طيب ، داعي ، خلف صالح ، قائم به حق ، مظهر دين ، دادگستر ، بقية الله ، صاحب الامر ، صاحب الزمان ، صاحب شمشير ،منصور ، تالي ، نائب ، خالص ، منتقم ، غريب ، سيد ، جابر ، عادل ، مظفر ، خليفة الاتقياء ، مبارك ، مهدي آل محمد ، وصي الحسن ، ولي عصر ، يعسوب الدين ، صاحب خانه ، ثاثر ، خازن ، باسط ، برهان ، مظطر ، احسان ، ناطق ، كاشف الغطا ، سدرة المنتهي ، هادي ، خليفة الله ، مدبر ، غايب ، حميد ، ابا صالح ،بلد الامين ، لواء اعظم ، طاب التراث، صاحب الرجعه،صمام الاكبر ، كلمة الحق ، منعم ، محسن ، حامد ، مهدي ، القائم المنتظر و... .

او را مهدي گويند ؛ چون خداوند به امري پوشيده هدايتش كرده است.

او را قائم نامند؛ زيرا پس از فراموش شدن نامش از خاطرها ظهور مي كند.

او را منتظر خوانند، چون براي مدت طولاني غيبت مي كند وعلاقه مندان به آن حضرت نيز منتظر ظهورش خواهند بود.

او را منصور گويند؛ ازاين جهت كه نصرت از آن ايشان خواهد شد.

نام منصور! نامي است كه خداوند حضرت مهدي را با آن مي خواند چنان كه خداوند پيامبر اكرم را احمد و محمد ، حضرت عيسي را مسيح خواند(بحار الانوار ،ج51،ص30.)

او را صاحب الامر خوانند ، زيرا امر الهي و استقرار عدل در عالم به دست مبارك آن حضرت انجام مي پذيرد.

نام هاي آن حضرت در ساير اديان از قبيل تورات ، انجيل و متون آيين هاي هندو و كتاب هاي فرنگي عبارتند از :

اوقيدمو ، لنديطارا ، ماشع ، شماطيل ، مهميذ الآخر ، واقيذ ، فيذموا ، مسيح الزمان ، خدا شناس ، ميزان الحق ، لسان الصدق ، منصور.

پيامبر اكرم و امامان معصوم (ع)اسامي ديگري بر آن حضرت اطلاق نموده اند ،از جمله: امير اميران ، قاتل تبهكاران ، آقاي دو جهان و... .(الزام الناصب،ص140-142)

همچنين نام هاي ديگري از همين باب:قاتل الكفره وقاتل الفجره از آن حضرت مهدي است.

نام والقاب حضرت همدي در زبان فارسي و در ميان ايرانيان چنين مي باشد :

راهنما ،ايستاده، ايزد نشان ،خجسته ، فرخنده ،خسرو ، بنده ي يزدان ، سروش ايزد ،كيقباد ،بهرام ، پرويز ،فيروز.(آخرين سفر،ص87)

نقل قول شده است:خداوند سبحان آخرين سفيرش حضرت مهدي را با پنج نام مقدس خوانده ومقام او را گرامي داشته است از جمله،پنج نام حضرت بقيةالله الاعظم عبارتند از:محمد،مهدي،حجت،منتقم و قائم.

مرويست:آنگاه كه خداوند پرده هاي عالم غيب را كنار زد تا امامان معصوم از نسل حسين را به فرشتگان نشان دهد، ملائكه نور ائمه اطهار (ع) را ديدند و از ديدن آن نورها شادمان شدند و در ميان انوار پيشوايي را ديدند كه به نيايش ايستاده، در حالي كه قائم است و مشغول نماز مي باشد پس خداوند به آن امام ايستاده اشاره نمود و فرمود:

«به وسيله اين قائم به نماز ايستاده،از آنان(دشمنان) انتقام خواهم كشيد.»(آخرين سفر،ص95)

حضرت مهدي درباره ي نهي از بردن نام خود(م ح م د) فرموده اند:

«كسي كه مرا در اجتماع(م ح م د) نام ببرد،ملعون و از رحمت خدا به دور است.»

امام هادي (ع) مي فرمايد:

«خلف بعد ازمن پسرم حسن مي باشد وليكن چگونه است حال شما در مورد خلف بعد از او؟!

گفته شد:جان ما فداي تو باد! از چه نظر؟

(حضرت)فرمود:شخص او را نخواهيد ديد و بازگو كردن نام او(م ح م د) بر شما روا نخواهد شد.

گفتند: پس چگونه از او ياد كنيم

حضرت فرمود:بگوييد حجت خدا از آل محمد»(منتخب الاثر ،ص226.)

مرحوم كليني به سند خود از علي بن محمد از ابو عبد الله صالحي نقل شده مي كند كه گفت:پيش از درگذشت امام حسن عسكري(ع) اصحاب از من خواستند تا اسم و مكان حضرت مهدي را سؤال ،جواب آمد:

«اگر آنان را به اسم او(حضرت مهدي)آگاه سازيد آن را ظاهرسازند و اگر مكانش را بشناسند بر ضد او اقدام كنند.»(اصول كافي،ج1،ص333.)

محدث بزرگ شيخ حر عاملي پس از نقل اين حديث مي گويد: اين حديث دلالت دارد كه نهي ائمه ي اطهار (ع) از نام بردن حضرت مهدي(ع) مخصوص مواردي است كه خوف از شر و بروز فساد باشد، در همين رابطه عالمان بزرگ اسلام تصريح كرده اند:به سبب رعايت ادب ،مؤمنان نبايد اسم آن حضرت را با نام «م ح م د» در مجالس خود بخوانند بلكه بايد به القابي همچون:بقية الله،صاحب الزمان ،صاحب الامر،حضرت حجت و يا مهدي ياد كنند.

كنيه ي شريف آن حضرت ابوالقاسم ،ابوعبدالله،ابو جعفرو ابو صالح نيز معروف است.

محل ولادت مولود،شهر مقدس سامرا.

ساعت ولادت مولود، موقع طلوع فجر.

روز ولادت مولود ، روز جمعه.

ماه ولادت مولود، پانزدهم ماه مبارك شعبان.

سال ولادت مولود،255يا 256 هجري قمري نقل شده است.(رسالت جهاني حضرت مهدي(عج))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 16:45  توسط محمد فراهانی  | 

راز طول عمر حضرت مهدي(عج):

 

در مورد عمر طولاني حضرت ولي عصر بايد گفت:تنها مشيت الهي بر اين امر تحقق پذيرفته است چنان كه در مورد حضرات نوح،خخضر،يونس،ادريس،الياس(ع) نيز خواست خداوند چنين تعلق گرفته كه داراي عمر طولاني مي با شند.

همچنين شيعيان همگي به اين امر غيبت و طول عمر حضرت مهدي واقف اند و به اين موضوع ايمان دارند و زا اعتقادات اهل سنت نيز زنده بودن حضرت خضر،عيسي ، ادريس،الياس مطرح شده و اين را همگي مي دانيم كه اين بزرگواران قبل از تولد حضرت مهدي بوده اند و آخرين آنان حضرت عيسي مسيح است كه نزديك به دو هزار واَندي ميباشد،در همين رابطه بايد عرض كرد : كساني كه به زنده بودن ايت افراد اعتقاد دارند مساله ي عمر حضرت مهدي كه1168سال مي باشد امري عادي و طبيعي به نظر مي رسد و در مكتب شيعه هم دلايل بسياري در اين زمينه وجود دارد ، كه به طور مثال در مورد يكي از پيامبران به نام حضرت يونس(ع) ميخوانيم :

«اگر او در زمره ي تسبيح كنندگان نبود ،قطعآ تا روزي كه بر انگيخته مي شد در شكم آن(ماهي زنده) مي ماند.»(سوره صافات (37)آيه144-143)

از نظر قران مجيد كه از هر سندي معتبر تر مي باشد عمر طولاني بلكه عمر جاويدان نيز امكان پذير است و لازمه ي آن فقط خواست خداوند مي باشد.

قرآن كريم نيز حكايت حضرت عزير(ع) را چنين بيان مي فرمايد:

«يا چون آن كس به شهري كه بام هايشان يكسر فرو ريخته بود ، عبور كرد (و با خود) مي گفت:چگونه خداوند(اهل)اين (ويرانكده) را پس از مرگشان زنده ميكند؟پس خداوند او را (به مدت) صد سال ميراند آنگاه او را برانگيخت وبه او فرمود:چقدر درنگ كردي؟

عرض كرد:يك روز ،يا پاره اي از روز را درنگ كردم.

(خداوند) فرمود:نه!بلكه صد سال درنگ كردي به خوراك و نوشيدني خود بنگر (كه طعم و رنگ آن)تغيير نكردي و به دراز گوش خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشي شده، پس اين ماجرا براي آن است كه هم به تو پاسخ گوييم)هم تو را در اين مورد معاد،نشانه اي براي مردم قرار دهيم و به(اين) استخوان ها بنگر چگونه آن ها را برداشته به هم پيوند مي دهيم، سپس گوشت بر آن مي پوشانيم،پس هنگامي كه (چگونگي زنده ساختن مرده) براي او آشكار شد،گفت:(اكنون)مي دانم كه خداوند بر هر چيزي تواناست.» (سوره بقره(2) آيه 259.).

در اين حكايت خداوند جهت اتمام حجت ،عزير پيامبر را حدود صد سال ميراند و سپس او را زنده كرد، عزير هنگامي كه ديده باز گشود مركبش را مرده يافت ،آنگاه به اذن باري تعالي مركب عزير(كه حمار بود) در برابر ديدگانش زنده شد تا ماجراي رستاخيز را خود به چشم ببيند ولي خوراك و نوشيدني خود را بعد از گذشت صد سال صحيح و سالم يافت كه هيچ گونه تغييري در آن ها به وجود نيامده بود، در مورد اين داستان بايد گفت: خداوندي كه ميلياردها كهكشان را از ميليون ها سال قبل نگهداشته و...هرگز از حفظ و نگهداري حجت خود نا توان نخواهد بود و به تحقيق خداوند سبحان قادر مطلق است.

عالوه بر قرآن ،در 318 حديث از احاديث معتبر ،مساله ي بقاي حضرت مهدي تا به عصر حاضر بيان شده است.

امام جعفر صادق(ع) يكي از اصحاب را مشاهده كرد كه طولاني بودن زمانغيبت حضرت ولي عصر(ع) متعجب شده بود،به همچنين به او چنين خطاب فرمود:

«...خداي تبارك و تعالي سه ويژگي سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:ولادت او را همچون ولادت حضرت عيسي و عمر طولاني او را چون عمر طولاني حضرت نوح مقرر فرموده است،آنگاه به بنده صالح خود حضرت خضرعمرطولاني داده تا دليل عمر طولاني او باشد.» (بحار الانوار،ج51،ص220.ح9.)

امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد:

سعيد بن جبير مي گويد از حضرت علي بن الحسين(ع) شنيدم كه فرمود:

«در قائم ما سنت هايي از انبياي پيشين نهاده شده كه در اين ميان از آدم و نوح طول عمر در حضرتش به يادگار مانده است.»

(حضرت نوح 1750 سال الي 2750 سال عمر كرد ، ذوالقرين 3000 سال ،لقمان حكيم 3500 سال،ريان بن دومغ،پدر عزيز مصر كه معاصر حضرت يوسف (ع) بود 1700 سال،عوج بن عناق،3600سال و مادرش بيش از 3000 سال عمر كرده است.(يوم الخلاص ، ص157) )

امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد':

«ولي خدا!از عمر طولاني بر خوردار خواهد بود،حضرت ابراهيم خليل 120 سال عمر كرد، ولي به شكل جوان نيرومند 30 ساله در ميان مردم ظاهر مي شد،قائم ما نيز به صورت جواني نيرومند ظهور ميكند كه مردمان او را انكار خواهند كرد.» (بحار الانوار،ج52،ص287،ح22.)

قرآن كريم در مورد حضرت عيسي (ع) و افرادي كه ادعا داشتند پيامبر خدا را كشته اند اين چنين فرموده است:

«ما! مسيح عيسي بن مريم پيامبر خدا را كشتيم.»(سوره نساء(4) آيه 157)

خداوند منان در جواب آنان فرمودند:

« در حالي كه نه او را كشتند و نه برادر آويختند؛ لكن امر بر آنان مشتبه شد و كساني كه در مورد (قتل) او را اختلاف كردند از آنان در شك هستند وعلم به آنانندارندو تنها از گمان پيروي مي كنندو قطعآ او را نكشتند بلكه خداوند او را به سوي خود بالا برد و خداوند توانا وحكيم است.» (همان ، آيات 158-157)

در همين رابطه اگر ديگر امم از اديان گذشته باور نداشته باشند كه حضرت عيسي (ع) زنده است ، امت مسلمانان طبق آيات فوق قبول دارند كه آن حضرت زنده مي باشند ودر عصر ظهور سرور كائنات رجعت كرده ويكي از ياران حضرت مهدي(عج) خواهند بود.ان شاء الله

قابل توجه كساني كه امامانمان را قبول ندارند:

در رابطه با اخباري كه در قرآن مدون گشته بايد عرض كرد:اگر افرادي باشند كه بخواهند علنآ با اين موضوع سر ستيز داشته و يا منكر اين حقيقت باشند مغرض بوده؛ زيرا از هر علمي والا تر، آيات قرآن كريم است كه در اين مجموعه شاهد گرفته شده و بدون شك افرادي كه اخبار مذكور را باور نكنند،گله و شكايت اهل بيتعصمت و طهارت(ع) شامل حالشان خواهد شد،همچنين نقل شده است: آن حضرات ، منكران حضرت مهدي را كافر مي دانند.

در همين رابطه پيامبر اكرم(ص) چنين فرموده اند:

«هر كس مهدي را انكار كند براستي كافر است» (عقد الدرر،ص157.)

در واقع انكار وجود شريف آن حضرت و يا عدم باور بر ظهور قريب الوقوع آن بزرگوار مي تواند زيان جبران نا پذيري را به دنبال داشته باشد؛ زيرا كساني كه به عنايات باري تعالي واقف نبوده واخبار موجود را ناديده مي گيرند و عليه مقدسات قد علم كرده و به اهداف والايي همچون پيروزي اسلام واستقرار حق در جهان بي اعتنا هستندغضب ايزد منان شامل حالشان مي شود.

چنان كه خدوند در قرآن كريم مي فرمايد:

«(اي رسولان ما!)مي گويند: اين وعده كي باشد،اگر راستگويانيد؟بگو:شايد براي شما نزديك باشد،برخي از آنچه كه بدان شتاب مي كنيد.» (سوره نمل (27)آيه71-72)

«ما تو را جز (به سمت) بشارتگر و هشدار دهنده براي تمام مردم نفرستاديم؛ليكن بيشتر آنان نمي دانند و گويند اين وعده ي(قيامت) كي خواهد بود، اگر راستگو هستيد؟

بگو : شما را ميعاد روزي(معين) است كه نه ساعتس از آن دير تر مانيد و نه آن را زود تر در يابيد.» (سوره سبا (34) آيه 28-30)

باشد به اميد حق فرمان ظهور آن يگانه منجي عالم بشريت حضرت همدي موعود كه به اذن خداي لا يزال و دعاي مؤمنان چشم انتظار تحقق خواهد پذيرفت هر چه زودتر محقق گردد.

يا ابا صالح المهدي ادركني

 

به راستي سر سبز با مزرعه ي انتظار منتظران، بيا اي تنها اميد

بيچارگان!بيا و رسالت جد بزرگوارت حضرت محمد بن عبدالله ختمي

مرتبت(ص) را به سر منزل مقصود رسان ، بيا دين خدا و سنت پيامبر

را زنده كن،بيا تي با آمدنت حق به جلوه گري پردازد و فراق منتظرانت

به وصال انجامد،بيا تا با ديدارت، ديدگان بي فروغ چشم به راها نت

روشني گيرد؛ بيا تا حيات در مدينه ي فاضله آغاز گردد؛بيا!بيا آمدنت

مبارك،آمدنت مبارك .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 0:28  توسط محمد فراهانی  | 

سايتون سنگين مولا كجا رفته اون چشاتون

كوچه خيلي وقته مونده چشم براه قدماتون

سايتون سنگين مولا ما گلايه اي نداريم

هر كجا باشيم شما رو روي چشمامون مي زاريم

سايتون سنگين مولا يه نگاه بندازين آخر

آقا جون به زير پاتون آقا جون به زير پاتون

اگه ما رو دوست نداري يه اشاره بستمونه

خودتون بگين كه اين دل بميره يا كه بمونه

ما ديگه حلقه بگوشيم هر چي كه بگين همونه

بگين اين صدا براتون بخونه يا كه نخونه

ما ديگه وقف شماييم قلبمون از اين تباره

تا شما سرور مائيد برده بودن افتخاره

وقتي چشماتون مي تابه اين ستاره يه سرابه

ما خراب اون چشاييم آخه خمره ي شرابه

تا ما اهل انتظاريم جمعه مون سرد و كِسل نيست

جمعه روز خوبه عشقه روز تعطيلي دل نيست

كي مياين قبله ي عالم تا دلامون بشه روشن

كي مياين يوسف زهرا(س)خوشم به بوي پيرُهن

توي عرش رو قله هايين خودتون بگين كجايين

توي اين شبا آقا جون نجفين يا كربلايين

بي شما سينه ي عاشق تپيدن رو كم مياره

بي شما باغ ستاره ديگه روشنا نداره

بيشتر از هزار و صد سال جاتون اينجا مونده خالي

بي حضورتون به والله نداره زندگي حالي

اي گل من قشنگ من غلام سياه فدات بشه

الهي كه دشمن تو قاتل اين گدات بشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 18:46  توسط محمد فراهانی  | 

«سُبحانَ ربِّكَ ربِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفوُنَ وَ سَلامُ عَلَي الْمرسَلينْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ ربَّ الْعالَمينْ»

«پاك و منزه است پروردگار تو كه خدايي مقتدر و بي همتاست واز توصيف جاهلانه‌ي خلق مبراست و سلام وتحيت الهي بر رسولان(گرامي)باد و ستايش مخصوص خداست كه آفريننده ي جهانيان است.»

                                      یا صاحب الزمان(عج)

با سپاس و ستايش به درگاه بيكران پروردگار عالميان و با درود و تحيت به ارواح مكرم پيامبران و اولياءاللّه و با عرض ادب وسلام به ساحت مقدس يگانه گوهر گيتي وآيينه ي جمال حق حضرت حجت بن الحسن العسكري وبا كسب اجازه از سرور عالم از انگيزه ي خود در مورد ساختن اين وبلاگ و چنين موضوعي بايد عرض نمايم كه اين افتخار مرا بس كه خدمتگزار عالميان باشم حتي اگر امكان پذيرش پيام کم باشد،خوب مي دانم با ارسال اخباري كه بايد به سمع و نظر شما بندگان خدا برسد؛شايد يه جوري به وظيفه ي خودم عملكرده باشم

                                     یا صاحب الزمان(عج)

 

من خودم از بندگان گنهكار و رويساه خدا هستم من دل امام زمان(عج) وبا اين گناهام خيلي شكوندم نميدونم تا حالا كسي دلتونو شكسته يا نه خيلي دردناكِ؛ حالا نگاه كنيد ميلياردها آدم دل آقامونو ميشكنن حالا انصاف ما هم دل آقامونو بشكنيم ما مثلاً بچه شيعه ايم امام زمان خيلي تنهاست خيلي... حداقل ما كاري كنيم كه آقا از دست ما راضي باشه به اميد خدا فرج امام عصر(عج) نزديكِ پس خودمونو آماده كنيم خدايي نكرده اگه آماده نباشيم آقا ظهور كنه بعد به ما نگاه نكنه اون موقع چه کار میخواهیم بكنيم پس خودمونو براي ظهور آماده كنيم به اميد آن روزي كه بانگ جبرئيل امين از ميان آسمان و زمين بر تمام گستره ي گيتي طنين اندازد و خطاب به عالميان بگويد: اي اهل ايمان! مژده،مژده كه ولي عصر و ناموس دهرظهور كرد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 18:25  توسط محمد فراهانی  |