
تكليف اول:
از مهم ترين و واجب ترين تكاليف مردم نسبت به امام زمان –عجل الله تعالي فرجه الشريف-تحصيل معرفت وشناخت به آن حضرت است.
روشن است بايد صفات وخصوصيات امامي را كه اطاعت از اوبر همه كس واجب است،دانست تا ديگران رابااواشتبا ه نگرفت واو را از مدعيان مقام و منصب آن حضرت تميز وتشخيص داد. روايات بسياري بروجوب معرفت به امام زمان (ع) دلالت دارند.
از ابي عبدالله امام صادق (ع)روايت شده كه آن حضرت فرموده اند:رسول خدا(ص)فرموده است:
«من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» «بحارج53ص175
با ب31ح7الاحتجاج ص498»
«هركس بميرد وامام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است
[بدون دين مرده است].»
تكليف دوم:
دعوت مردم وآشنا نمودن آنان با آن حضرت،وپيش بردن وراهنمايي وهدايت آنان در اين مسير وسوق دادن آنان به بالاترين قله عرفان و شناخت آن حضرت،يكي ديگر ازتكاليف مومنان است.
ادله وبراهين بسياري برلزوم ووجوب اين تكليف وجود دارد؛مانند:ادله امربه معروف وادله فضل وبهاي هدايت وارشاد مردم به حق.
هر كس بايد به ميزان علم ودانش خود،مردم رابه سوي امام(ع) دعوت نمايد ودر اين مسيرآنان رابا صفات شخصي وشخصيتي،وديگر امورمربوط به آن حضرت وتكاليفي كه در قبال آن بزرگواردارند آشناكرده وآن هارابه او نزديك نمايند.
امام معصوم(ع)مي فرمايند:«همانا عالمي كه به مردم ،معارف دين شان را ياد مي دهند وايشان را به امام شان دعوت مي كنند،از هفتاد هزار عابد برتر است.»«مكيا ل المكارم ج2ص274»
تكليف سوم:
تكليف ديگر مؤمنان ،اطاعت كردن وفرمان بردن از آن حضرت است ،چه در ظهوروچه در زمان غيبت ،يعني اقتدار وتأسي به آن حضرت درعمل به شريعت ودين خداوند متعال ،روشن است ،درعصرغيبت اطاعت از آن حضرت،از راه اطاعت وعمل به فرامين آباي كرام او وآن چه از دستورات
وقوامين آن بزرگواران ،از جمله،ازخود آن حضرت بر جاي مانده ودر دسترس است ودر كتب روايي يافت مي شود،بد ست مي آيد.
امام سجاد (ع) مي فرمايد:«آگاه باشيد كه همانا مغبوض ترين مردم نزد خذا آن كسي است كه به راه و روش امام خود اقتدا كرده است ،اما به اعمال او اقتدا نمي كند» «كافي ج8 ص234 باب8ح312»
تكليف چهارم:
تكليف ديگر مؤمن،دعا كردن درتحصيل مهمات است. مؤمن بايد دعا كند وازخداوند متعال بخواهد ،آن چه براي سعادت د نيا وآخرت مطلوب و براي يك مؤمن لازم است ،به او ارزاني دارد،مانند:صبر،راست گويي،عقل وخرد حكمت ودانش،كه بايدآن ها را ازخداوند متعال خواستاربود.
اگرصبردرعصرغيبت ازوظايف مؤمنان است ،وظيفه ديگرآن ها دعا و درخواست صبرازخداوند متعال است واگراداي حقوق آن حضرت از وظايف و تكاليف آن ها به شمارمي رود،تكليف ديگرآنان ،دعا براي اين مهم است،يعني در هر مهمي ودرتحصيل هر خيري وبراي رسيدن به هر پايه اي بايد دعا كرد و آن را ازخداوند متعال خواستار بود.
پيامبر(ص)مي فرمايد:
«حوايجي كه برايتان پيش مي آيد،ازخدا مسأ لت كنيد حتي بند كفش را؛زيرا اگراوآسان ننمايد ،آسان نخواهد شد.» « بحا رج93ص295با ب16ح23 »
تكليف پنجم:
تحصيل مكارم اخلاق وصفات پسنديده ، وسعي وكوشش در اين زمينه و صرف عمر وتوانايي در اين راه ،تكليف ديگر مؤمن است.
اخلاقها وصفات پسنديده و خوبي كه شيعه امام زمان (ع) بايد دارا باشد ، بسيار است؛مانند :خاموشي وسكوت زبان ،علم،حلم ومدارا با مردم،ميانه روي درامور،حسن خلق و...
راوي امام باقر (ع) مي پرسند:«اي فرزند رسول خدا بهترين عمل مؤمن در زمان غيبت كدام است؟
آنحضرت فرمودند:حفظ زبان وخانه نشيني .» «كمال الدين ج2ص330»
مقصود ازحفظ زبان همان سكوت وهمچنين لزوم تقيه است،وهدف از
خانه نشيني،دوري از مفاسد واجتناب از معاصي وپرهيز از دنيا وهوا وهوس آن است.
تكليف ششم:
تكليف ديگر،بر پايي مجاتس ومحافل ذكروياد وامام زمان(عج)است كه اين نيز ازعلايم محبت صادقانه مؤمن به آن حضرت مي باشد .
اگرمؤمناين توانايي را دارد كه مجالس ياد وذكر آن حضرت وفضايل اورا بر پا نمايد،نبايد در اين امر،از خود غفلت نشان دهد.
امام صادق (ع)به فضيل مي فرمايند:«آيامي نشينيد وروايت وحد يث مي گوييد؟
فضيل عرضه داشت:آري فدايت شوم.حضرت فرمودند:همانا آن مجلس را دوست دارم؛پس اي فضيل! امر ما را احيا نماييد وخدا رحمت كند گسي را كه امر ما را احيا نمايد.» «بحا رج44ص282باب34ح14»
تكليف هفتم:
تكليف ديگر ،اداي حقوق مؤمنان است كه اداي حقوق آن حضرت به شمار مي رود.
اين حقوق بسيار است واداي آن ها از اوجب واجبات است .از جمله حقوق مؤمن،قضاي حاجات اوواكرام مواسات با اوست كه در كتب روايي واخلاقي از همه آن ها ياد شده است.
اما كاظم(ع)مي فرمايند:«هركس حاجت وخواسته يكي از دوستان ما را برآورد،مانند آن است كه آن خواسته وحاجت را براي همه ما برآورده است.»«مكيا ل المكارم ج2ص420؛بحا رج100ص121باب2ح26»
تكليف هشتم:
تكليف ديگرمؤمن،دشمني كردن با دشمنان ماضي و حال وآينده آن حضرت است كه يكي از مصاديق ومعاني دشمني با دشمنان خداست ودرفروغ دين از آن به تبري ياد ميشود واز علايم صدق وصحت ايمان شخص به خداست.
يك محّب واقعي مي تواند،حقيقت وصدق محبت خود را،از راه دشمني با دشمنان محبوب خويش نشان دهد.
امام صادق (ع) در توصيف شيعه مي فرمايند:
«دشمن ما را دوست نمي دارد ودوست ما را دشمن نمي دارد.» «بحارج68 ص165باب19ح16؛بحا رج68ص 179باب19ح 37 »
تكليف نهم:
ازجمله تكاليف آن است كه مؤمنان در هنگام گرفتاري ها ،شدايد،بلايا، امراض ومانند آن ها وحتي در شبهات وفتنه هاي معنوي كه مي توانند آفت دين وايمان افراد باشند ،به امام زمان (ع)متمسك شده وازاو استمداد و استعانت بجويد وفرياد استغاثه وياري خود را به سوي او بلند كنند.
اين سخن حق تعالي است كه مي فرمايد:
« و براي خدا اسما حسني (نيكو)است؛پس به وسيله آن ها خدا را بخوانيد ودعا كنيد.» «سوره اعراف آيه180»
از حضرت صادق(ع) روايت شده است:
« به خدا سوگند ! ما اسما حسني هستيم .» «البرهان ج2ص52درتفسيرآيه180 سوره اعراف.»
تكليف دهم:
رعايت ادب وپرهيز از بي ادبي نسبت به ساحت مقدس امام زمان(ع)،تكليف ديگر مؤمن است.
شركت در مجا لس ومحافلي كه درآنها،امام عصر(ع) به بدي ياد شده يا مورد انكار قرار مي گيرد ياذكرونام آن حضرت به تمسخر گرفته مي شود، از مصاديق وموجبات بي ادبي در حق آن حضرت است كه بايد به شدت از آن پر هيز كرد.
حتي بايداز شركت در مجالسي كه از ذگر خدا وياد امام عصر(ع) خالي است واهل آن،از ياد آن غافلند،پرهيز كرد؛زيراشركت درچنين محافل و مجالس نيز از مصاديق قطعي عدم رعايت ادب نسبت به آن حضرت است.
امام صادق(ع)مي فرمايد:
« هر كس ايمان به خدا وجهان آخرت دارد،در مجلسي كه در آن امامي سست و
تباه مي گردد يا به مؤمني عيب گرفته مي شود،نمي نشيند.» «كافي ج2ص377ح9»
تكليف يازدهم:
بدن مؤمن بايد نسبت به آن حضرت خاشع باشد؛يعني اعضاي بدن او بايد در هر
جهت و برپا داشتن امر آن حضرت باشد واقرار داشته باشد كه نزد ايشان فردي
مستمندو حقيراست وعظمت وبزرگي ،ازآن امام(ع)بوده وبايد در فعل وعمل
وقلب خويش،در اطاعت وپيروي وخدمت به آنم حضرت باشد.
حضرت صادق(ع) در دعاي روز جمعه مي فرمايد:
«پروردگا را! به درستي كه من به سوي تو با قلبي خاضع و به سوي ولي توبا
بدني فروتن تقرب مي جويم.» «جمال الاسبوع ص230 بحا رج89ص332با ب 4ح5 »
تكليف دوازدهم:
تكليف ديگر محبت به آن حضرت است؛زيرا او يكي از اهل بيت معصوم پيامبر(ص)
مي با شد كه محبت و ارادت به آن ها بر مؤمنان واجب است واجر رسالت وجزء
ايمان وشرط قبولي اعمال به شمار مي ررود.
اخبار وروايات متواتربراين امر دلالت دارند كه محبت وارادت به اهل بيت (ع) واز
جمله امام زمان(عج) تكليف و وظيفه همه مؤمنان است.
خداوند متعال به پيامبر خود مي فرمايد:
«اي محمد!مهدي را دوست بدار،به درستي كه من او را دوست مي دارم ودوست
مي دارم هر كس كه او را دوست مي دارد.» «بحا رج36ص296 باب 41ح125 »
تكليف سيزدهم:
دعا ودر خواست ديدار حضرت مهدي (ع) از خداوند متعال و خود آن حضرت،
وظيفه وتكليف دگر مؤمن است.او بايد دعا كند،امام(ع)،ديدار خويش را به او
مرحمت نمايد؛البته با عافيت وايمان؛يعني در حالي ديدار صورت گيرد كه او
كمال ايمان را داشته واز آن حضرتآسيبي به اونرسد ومورد انتقام ايشان قرار نگيرد.
اين ديدار،هم در زمان ظهور حضرت مهدي(ع)ممكن است وهم در زمان غيبت
ايشان؛بنابراين ،ديدار آن حضرت درعصرغيبت و در زمان حاضر كه آن بزرگوار
از ديذه مردم پنهان هستند،امري ممكن است ونبايد مورد انكار قرار گيرد.
امام صادق (ع) مي فرمايند:
«هرگاه يكي از شما آرزوي ديدارقائم (عج)را داشته باشد،بايد آرزو كند او را در
عافيت ديدارنمايد كه همانا خداوند ،محمد(ص) رابه عنوان رحمت مبعوث كرد وقائم
را براي عقوبت مبعوث مي كند.» «كافي ج8ص233ح306 »
تكليف چهاردهم:
يكي ديگر ازتكاليف،گريه كردن درفراق آن حضرت ويا برآن چه ازمصيبت ها و
گرفتاريهاو ناملايمات به ايشان رسيده است،مي باشد.
حتي اگر براي شخص گريه ميسر نباشد،بايد خود را به گريه بزند كه به آن تباكي
مي گويند.
اما صادق (ع) مي فرمايد:
« هر كس ما را ياد كند يا نزد او ياد شويم ،پس از چشم اوبه اندازه با ل پشه اي اشك
بيرون آيد،خداوند گناهان او را مي آمرزد،هر چند به اندازه كف دريا باشد.» «بحارج44ص278باب34ح3 »
تكليف پانزدهم:
تكليف ديگر مردم،اجتماع واتفاق نمودن برياري ونصرت امام زمان (ع)است.
بي شك در اتفاق واجتماع تا ثيري است كه در انفراد وجدايي آن تا ثيرنيست.
امير المؤمنين (ع) مي فر ما يند:
«اي مردم!اگريكديگررا ازياري حق،بازنمي داشتيد ودرپست گردانيد ن باطل
سستي نمي كرديد، كسي كه مانند شما نيست ، در شما طمع نمي كرد و قوت
نمي گر فت.» «نهج البلاغه(فيض السلام)خطبه 165ص542 »
تكليف شانزدهم:
دفاع از امام(ع) وصيانت ازدين او وسنت رسول(ص) يكي ديگر از تكا ليف مي باشد.
اين دفاع ، با اظهار علم ونشر وثبت آن در ميان مردم ميسر است وفرد عالم وآگاه از
حقايق بايد علم ودانش خود را آشكار سازد وامر دفاع از دين وحقايق را به درستي
عهده دار شود و اين وظيفه را در حد توان وآگاهي خود به احسن وجه به جا آورد.
رسول خدا (ص) مي فرمايند :
« اگر بدعت ها درامتم ظاهر شود، عالم بايد علم خود را ظاهر نما يد وهر كس اين كار
را نكند لعنت خدا بر او باد!.» «كافي ج1ص54باب البدع ح2 »
تكليف هفدهم:
تگليف ديگر ،انتظار فرج وظهور حضرت مهدي (ع) در هر شب وروز،بلكه در هر
ساعت وهر لحظه است ؛يعني مؤمن بايد هميشه درانتظا ر آن حضرت باشد.
امام صادق (ع) مي فرمايند:
«خوشا به حال شيعيان قائم ما،كه در زمان غيبتش منتظر ظهوراو،و در زمان ظهورش
مطيع او هستند؛آن ها دوستا ن خداهستند؛هم آنان كه ترسي بر ايشان است ونه اندوهگين
مي شوند.»
تكليف هجدهم:
ديگر از تكاليف مؤمن در برابر امام زمان(عج)دعا براي تعجيل فرج وظهورآن حضرت
است كه بايدهرروزو شب ،بلكه در صورت امكان ،هر ساعت اين دعا را به جا آورد.
در اين زمينه دعا هاي زيادي در كتب ادعيه موجود است؛ازجمله،دعايي كه امام
رضا (ع)روايت شده است ومطلع آن اين است:
«اللهم ادفع عن وليك وخليفتك وحجتك علي... .»«مصباح المجتهد ص409»
تكليف نوزدهم:
تكليف ديگر،آمادگي براي ظهور فرج آن حضرت است؛يعني همان عمل كردن به
مقتضاي انتظار.
روشن است،كسي كه منتظر چيزي وامري ويا فردي است،خود را مهياي او وامر
اومي نمايد.كسي كه منتظر حضرت مهدي(عج)است،بايد خود راآماده ملاقات با او
وحضور وظهوراووحكم وخواست او نمايد واين بدست نمي آيد مگر با تهذيب نفس
و از طريق راهنمايي ودستگيري ديگران در اين مهم،وتحصيل اخلاق حميده وصفات
حسنه،وبدست نمي آيد مگر با پرهيزگاري وتصيل ورع واجتهاد وكوشش در امر
خداوند متعال ودين او.
امام صادق (ع)مي فرمايند:
«هر كس كه شاد مي شود كه از اصحاب قائم(عج)باشد،بايد منتظر او باشد و با
پرهيزكاري واخلاق پسنديده عمل نمايد،در حالي كه منتظراست.» «الغيبة النعماني
ص200ح16 »
تكليف بيستم:
تكليف بعدي،تسليم بودن وعجله نكردن در امر ظهوراست.مؤمن نبايد عجول باشد
وبگويد:چرا حضرت ظهورنمي كند؟ديگرغيبت بس است!ما ديگر تحمل نداريم
يعني بايد صبور ودرهر حال،راضي به قضا وقدرالهي بودواعتراضي ننمود واين
به آن معنا نيست كه دعا نمودن براي تعجيل ظهور آن حضرت و فراهم كردن
مقدمات آن معني داشته باشد بلكه مستحب نيز مي باشد.
راوي به امام صادق(ع)عرضه داشت:«خداوند مرا فداي شما نمايد ، اين امر
كي خواهد شد،كه طولاني شده است بر ما؟ حضرت فرمودند: آنان كه{بدون امر
توجه به امكان يا عدم امكان آن} خواهان اين امر هستند و آن را آرزو مي كنند،
به اين آرزوي خود نميرسند و آنان كه در اين امر عجله مي كنند ، هلاك مي شوند
و آنان كه تسليم هستند ، نجات مي يابند و امر شما به سوي ما خواهد بود.»«الغيبة
النعماني ص 197 باب ما امر به الشيعة ح 8.»
تكليف بيست ويكم:
ديگر از تكاليف مؤمن ،دعا براي غلبه آن حضرت و آن وجود مقدس بر كفار
و منافقان وملحدان و معاندان ودر نهايت ،تمام دشمنان دين خدا است كه در اين
زمينه، خواندن بعضي از دعاها همچون دعاي ندبه كافي و وافي به نظر مي رسد.
در دعاي ندبه ، با فراز هايي از كلام و دعاي امامان معصوم (ع) روبرو
مي شويم كه اهتمام شديد آنان را در دعا براي غلبه آن حضرت مي رساند:
«پروردگارا!حق را به واسطه او بر پاي دار و به وسيله او باطل را
محو ونابود ساز.»«مكيال المكارم ج2 صفحه 100»
تكليف بيست ودوم:
ديگر از تكاليف مردم اين است كه براي ظهور آن حضرت وقتي تعيين نكنند كه
روايات بسياري بر اين موضوع دلالت دارد.
منظور از عدم تعيين وقت ظهور اين است كه عدد، سال، ماه، هفته يا ساعتي
براي تاريخ وزمان ظهور تعيين نشودو الا بيان وقت ظهور آن حضرت به
زبان علايم و نشانه هاي قبل از ظهور، ايراد واشكالي ندارد و جايز است.
امام صادق (ع) ميفرمايند:
«اي مفضل! براي ظهور وقتي نگذار ؛همانا هر كس براي ظهور مهدي
ما وقتي تعيين كند، خود را در علم خدا شريك دانسته است و مدعي شده
است كه خداوند متعال او را بر سر خويش آگاه ساخته است.»«بحار ج53
ص3 باب 28 ح 1
تكليف بيست وسوم:
تقيه (خودداري از اظهار عقيده ومذهب خويش به جهت ترس از ستم ديگران
و سخت گيري آن ها ) نمودن يكي ديگرازتكاليف وظايف اهل ايمان در عصر
غيبت است.مؤمن بايد از دشمنان دين ومعاندان ومنافقان وكفارودر نهايت از
تمام نا اهلان وهر آن كس كه اهليت بيان وشنيدن حق را ندارد،تقيه نم
امام صادق(ع)مي فرمايد:
«تقيه سپرمؤمن است وتقيه پناهگاه مؤمن است وايمان ندارد كسي كه تقيه
ندارد.» «كافي ج2ص221 باب التقيه ح23 »
تكليف بيست وچهارم:
تكليف ديگر،صبر كردن بر آزارواذيت وآذار ديگران وتحمل دشمني دشمنان
نفاق منافقان وتحمل سختي ها وناراحتي ها وبلايا،وفقروخواري و ذلت وانواع
محنت هاي كه بر مؤمن وارد مي شود وهمچنين استقامت و پايداري بر امردين
وثبات قدم در جاده شريعت است.
امام صادق (ع) مي فرمايد:
«آيا نمي داني كه هركس منتظر امر[ظهور] ما باشد وصبر نما يد بر آن چه از
اذيت وترس مي بيند،او در آن دنيا در زمره ما خواهد بود.» «كافي ج8 ص37ح7»
تكليف بيست وپنجم:
ناشناس ماندن وپرهيز از شهرت يافتن،يكي ديگرازتكاليف مؤمن است؛زيرا
شهرت مي تواند به طور جدي آفت رشد وتعالي مؤمن بوده ومانع راحتي و
فراغ خاطر او باشد.
امام صادق (ع)مي فرمايد:
اگر توانستي،احدي تو را نشناسد،اين گار را بكن.» «كافي ج2ص456 »